خرید بک لینک
بررسی از مرجع ازدواج طبق کپی رایت مقدس است و هر کسی به آن راه نمی یابد!

ما بررسی از مرجع ازدواج طبق کپی رایت های زیادی داریم که عملا به صورت یک همزیستی در آمده و افراد در کنار هم به عنوان یک مهر طلب هستند و برای یک راحتی یا فرار از تنهایی یا برای بچه ها یا برای هرچیزی به غیر از خود واقعیشان در کنار هم مانده اند، یعنی در انتخاب بین بد و بدتر گیر افتاده اند و دلیلش هم اینه که ازدواج به شکل فعلی هرگز برای یک انسان مناسب نخواهد بود بلکه برای او و جامعه هم ضرر خواهد داشت.
یادمه در دروس اجتماعی اولین چیزی که خواندیم این بود که هسته اصلی جامعه خانواده است و این خانواده و قوانین مربوط به آن می تواند در جامعه نقش بازی کند، در مجلس و در دولت و راس کشور صحبتهای قلمبه سلمبه ای مدام در حال بررسی ست که اوضاع اقتصادی مناسب نیست و انرژی هسته ای باید بررسی شود و از بیکاری و هر چیز دیگری صحبت میشه و یا روز به روز سیستم آموزش و پرورش مدلش تغییر می کنه کلی خرج و مخارج آدما را زیاد می کنند با طرحهای پیشنهادیشون در حالیکه آدما هنوز در خم اول این جاده زندگی گیر کردند، مثل آدمهایی که خواب باشند و بلند شدند هنوز گیج و ماتند که چرا هستند و برای چه باید زندگی کنند، همه از هم به ناچار تقلید می کنند ازدواج می کنند، فرزند می آورند و بقیه ماجرا که همه می دانیم که در چه بستری در این جامعه گرفتار شدیم.
فرد دربه در کار است تا حقوقش را برای لذت بردن از رابطه جنسی با افراد مختلف صرف کند تا بتواند برای زندگی خود معنی پیدا کند؟!
فردی که در ازدواج هم هست خود را مشغول به لذت بردن از حاشیه های زندگی می کند نه خود زندگی، ازدواج هم جز چیزهایی به نظر می رسد که معنی و مفهوم خود را از دست داده است....
می گوید ازدواج می کنید با لباس سفید و با کفن از آن خارج می شوید، تا آخر عمر با همید در خوشی و در سختی در بیماری و سلامتی.... وقتی انسان به بلوغ نرسیده باشد، وقتی انسان هر لحظه در حال تغییر باشد چه تضمینی برای ادامه ازدواج وجود دارد، در حال حاضر هیچ ازدواجی به خواست واقعی خود فرد مادام العمر نیست بلکه همه به خاطر دیگران خود را در یک بند و اجبار قرار داده اند، این اختیار نیست و درجایی که انتخاب نیست عشق هم جایی ندارد و فرزندان آن ها نیز عشق را هرگز نخواهند شناخت.
کاش روزی بیاد که یک جلسه ضروری و حیاتی گذاشته شود و قوانین مربوط به ازدواج را بسته به شناخت انسان تغییرش بدهند، انسان بدون آگاهی و بدون عشق انتخابش راحت طلبی ست و فرار، پس چه بهتر که قبل از ازدواج آدما آموزش ببینند که چرا ازدواج می کنند و چرا ادامه می دهند؟
مثلا ازدواج را سه سال یکبار تمدید کنند و برای تمدید آن تلاش کنند نه اینکه ببینند شرایط تنبلی و آسودگی به پاست و اسب خود را بتازند و خودخواهی خود را پیش ببرند.
درسته که آدما نیاز دارند با یک نفر در دراز مدت رابطه ماندگاری داشته باشند که بر پایه ی عشق استوار بماند نه چیز دیگری و تنها این می تواند نیازهای اساسی و روانشناختی انسان را از هر نظر ارضا کند اما اگر این رابطه بلند مدت از سر ناچاری باشد هیچ ارزشی و هیچ نتیجه ای برای فرد و حتی جامعه نخواهد داشت بلکه آسیب زننده هم خواهد بود.
اگر عشق باشد که خودبخود افراد تلاش می کنند تا برای هم باشند و اگر نباشد بی دلیل است که انسان به خاطر تایید دیگران و جامعه خود را در کنار همسری که حتی بیمار شده اسیر و گرفتار کند و با عقده های خود جامعه ای را بیمار کند و یا به خاطر فرزندان و یا به خاطر پول و مقام و جایگاه و ترس از طلاق و....

اگر ازدواج سه سال یکبار تمدید شود و برای یک عمر نباشد افراد برای آن تلاش می کنند، مراسم پرهزینه و رسم و رسوم بیخودی خود را که تنها خودخواهی ها را تقویت می کند را با آموزش های به جا و مشاوره های اصولی از بین می برند و اگر روزی به بلوغ رسیدند و به یک عشق واقعی دست پیدا کردند می توانند آن را برای خود با انتخاب خود مادام العمرش کنند، ضمن اینکه اگر کسی به خاطر تغییر هورمونهایش احساس می کند عاشق شده است بعد از سه سال افت خواهد کرد و دید معقول تری خواهد داشت.
ازدواج مناسب برای جامعه مفید است و گرنه یک ازدواج نا مناسب فقط برای جامعه ضرر خواهد داشت، انسان طبیعیتش آزادیست و رشد، در اسارت فقط منحرف خواهد شد و البته منظور از آزادی هم به هیچ وجه آزادی روشنفکرانه جدید نیست که انسانها را به شدت منحرف می کند.

#ایران_صادقی
@sadeghiiran

ما ازدواج های زیادی داریم که عملا به صورت یک همزیستی در آمده و افراد در کنار هم به عنوان یک مهر طلب هستند و برای یک راحتی یا فرار از تنهایی یا برای بچه ها یا برای هرچیزی به غیر از خود واقعیشان در کنار هم مانده اند، یعنی در انتخاب بین بد و بدتر گیر افتاده اند و دلیلش هم اینه که ازدواج به شکل فعلی هرگز برای یک انسان مناسب نخواهد بود بلکه برای او و جامعه هم ضرر خواهد داشت.
یادمه در دروس اجتماعی اولین چیزی که خواندیم این بود که هسته اصلی جامعه خانواده است و این خانواده و قوانین مربوط به آن می تواند در جامعه نقش بازی کند، در مجلس و در دولت و راس کشور صحبتهای قلمبه سلمبه ای مدام در حال بررسی ست که اوضاع اقتصادی مناسب نیست و انرژی هسته ای باید بررسی شود و از بیکاری و هر چیز دیگری صحبت میشه و یا روز به روز سیستم آموزش و پرورش مدلش تغییر می کنه کلی خرج و مخارج آدما را زیاد می کنند با طرحهای پیشنهادیشون در حالیکه آدما هنوز در خم اول این جاده زندگی گیر کردند، مثل آدمهایی که خواب باشند و بلند شدند هنوز گیج و ماتند که چرا هستند و برای چه باید زندگی کنند، همه از هم به ناچار تقلید می کنند ازدواج می کنند، فرزند می آورند و بقیه ماجرا که همه می دانیم که در چه بستری در این جامعه گرفتار شدیم.
فرد دربه در کار است تا حقوقش را برای لذت بردن از رابطه جنسی با افراد مختلف صرف کند تا بتواند برای زندگی خود معنی پیدا کند؟!
فردی که در ازدواج هم هست خود را مشغول به لذت بردن از حاشیه های زندگی می کند نه خود زندگی، ازدواج هم جز چیزهایی به نظر می رسد که معنی و مفهوم خود را از دست داده است....
می گوید ازدواج می کنید با لباس سفید و با کفن از آن خارج می شوید، تا آخر عمر با همید در خوشی و در سختی در بیماری و سلامتی.... وقتی انسان به بلوغ نرسیده باشد، وقتی انسان هر لحظه در حال تغییر باشد چه تضمینی برای ادامه ازدواج وجود دارد، در حال حاضر هیچ ازدواجی به خواست واقعی خود فرد مادام العمر نیست بلکه همه به خاطر دیگران خود را در یک بند و اجبار قرار داده اند، این اختیار نیست و درجایی که انتخاب نیست عشق هم جایی ندارد و فرزندان آن ها نیز عشق را هرگز نخواهند شناخت.
کاش روزی بیاد که یک جلسه ضروری و حیاتی گذاشته شود و قوانین مربوط به ازدواج را بسته به شناخت انسان تغییرش بدهند، انسان بدون آگاهی و بدون عشق انتخابش راحت طلبی ست و فرار، پس چه بهتر که قبل از ازدواج آدما آموزش ببینند که چرا ازدواج می کنند و چرا ادامه می دهند؟
مثلا ازدواج را سه سال یکبار تمدید کنند و برای تمدید آن تلاش کنند نه اینکه ببینند شرایط تنبلی و آسودگی به پاست و اسب خود را بتازند و خودخواهی خود را پیش ببرند.
درسته که آدما نیاز دارند با یک نفر در دراز مدت رابطه ماندگاری داشته باشند که بر پایه ی عشق استوار بماند نه چیز دیگری و تنها این می تواند نیازهای اساسی و روانشناختی انسان را از هر نظر ارضا کند اما اگر این رابطه بلند مدت از سر ناچاری باشد هیچ ارزشی و هیچ نتیجه ای برای فرد و حتی جامعه نخواهد داشت بلکه آسیب زننده هم خواهد بود.
اگر عشق باشد که خودبخود افراد تلاش می کنند تا برای هم باشند و اگر نباشد بی دلیل است که انسان به خاطر تایید دیگران و جامعه خود را در کنار همسری که حتی بیمار شده اسیر و گرفتار کند و با عقده های خود جامعه ای را بیمار کند و یا به خاطر فرزندان و یا به خاطر پول و مقام و جایگاه و ترس از طلاق و....

اگر ازدواج سه سال یکبار تمدید شود و برای یک عمر نباشد افراد برای آن تلاش می کنند، مراسم پرهزینه و رسم و رسوم بیخودی خود را که تنها خودخواهی ها را تقویت می کند را با آموزش های به جا و مشاوره های اصولی از بین می برند و اگر روزی به بلوغ رسیدند و به یک عشق واقعی دست پیدا کردند می توانند آن را برای خود با انتخاب خود مادام العمرش کنند، ضمن اینکه اگر کسی به خاطر تغییر هورمونهایش احساس می کند عاشق شده است بعد از سه سال افت خواهد کرد و دید معقول تری خواهد داشت.
ازدواج مناسب برای جامعه مفید است و گرنه یک ازدواج نا مناسب فقط برای جامعه ضرر خواهد داشت، انسان طبیعیتش آزادیست و رشد، در اسارت فقط منحرف خواهد شد و البته منظور از آزادی هم به هیچ وجه آزادی روشنفکرانه جدید نیست که انسانها را به شدت منحرف می کند.

#ایران_صادقی
@sadeghiiran

برچسب: نویسنده: علی حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:20

صفحه بندی