کار ذهن مثل سراب می مونه هر لحظه یه چیزی احساس می کنه یا بهتر بگم فکر می کنه تا با ظاهری واقعی آینده ای رو پیش بینی کنه یا حتی قدرت اینکه آینده تحت قدرت اونه رو در ما ایجاد می کنه ما فکر می کنیم آن سراب واقعیست ماهم که تشنه آبیم همه چیز درست است انگار !!! اما در اصل همه چیز از ابتدا توهم بوده ما حتی احساس تشنگی هم نداشتیم از بس به آن فکر کردیم احساس تشنگی می کنیم و بعد سر آب و داستانهای نرسیدن به آن ادامه پیدا می کند!!!! ما با ذهن به دنبال یک چیز هستیم و همین است که آرام و قرار را می گیرد یک چیزی که ما را آرام کند هر چیزی را در آن جای میدهیم یا پیدا می کنیم باز هم هنوز این خلا را حس می کنیم خلایی که با آگاهی می فهمیم باید خالی باشد نیازی به چیزی برای پر شدن ندارد باید مثل رم یا حافظه کامپیوتر فضای خالی آنهم به وسعت بی نهایت خالی داشته باشد و هیچ چیز در آنجا جا خوش نکند تا هنگ کند و مانع زندگی و هدف خلقت ما باشد بلکه زندگی و شادی را از خود عبور دهد. ایران صادقی